اینجا دوباره میخوانیم: زندگی جمعی بشرْ در سالیان حکومتداری خویش، کوشیده خود را اداره کند و بتواند آنطور که میخواهد زندگی کند. این تلاش مذبوح، در گرو ارادهٔ شخصی است که در پناه ارادهای بزرگتر، جامعه را اداره میکند. گذشتگان ما این اداره را سیاست گفتند. نیاکان آن سوی مدیترانه که یونان باشد اینگونه میگفتند و آنها که این سوی مدیترانه و بین دو نهر زندگی میکردند سیاست را عرصهٔ تنبیه و تنبّه میدانستند. به هر تعریف که باور داشته باشیم، حالا و پس از سالها زندگی در ایران و تحصیل در مدارس و دانشگاههای ایرانی، سیاست تعریف و مفهوم دیگری دارد. اینکه سیاست دانش است و حکمت یا علم است و تجربه را به بوتهٔ بازخوانی گذاشتیم تا بفهمیم و بشناسیم که در ایران معاصر چه میگذرد. در این شماره میثم بالزده و اباصالح تقیزاده مفهوم سیاست را بازخوانی میکنند.